«فصل پنجم»

«فصل پنجم» عنوان مجموعه‌ای از گزیده اشعار «حسین شنوائی» است که به‌تازگی از سوی انتشارات «تکا» چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

شاعر در چینش کلمات و استفاده بهینه از همه عواملی که در تکامل ساختمان شعر به کار می‌آیند، معماری خاصی دارد و همین امر برزیبایی و پایداری شعر او افزوده است.

انتخاب عنوان (فصل پنجم) برای این مجموعه، بیانگر این نکته است که در این کتاب با شاعری دردآشنا و آرمانگرا سر وکار داریم، شاعری که از واقعیت‌های تلخ زمانه خویش به تنگ آمده و مفری برای رهایی از آن می‌جوید تا به آرمان‌شهری که در دنیای شاعرانه خود، پی‌ریزی کرده و به ساختن آن همت گماشته، پای بگذارد.

در آرمانشهر او «هیچ بالی در قفس نمی‌پریشد» و «درختان هیچ باغی علف های دق نخواهند شد» و روبه روی دل‌های مردمش، آیینه‌ها خود را به تماشا می‌ایستند.

از نام کتاب عبور می‌کنیم و برای چشیدن شهد شعرهای تلخ او! وارد دنیای شاعرانه‌اش می‌شویم؛ دنیایی که سرشار است از تصاویر بدیع و رنگارنگ؛ تصاویری که در پشت تک‌تک آنها، صدای نفس کشیدن شاعر و حضورش را احساس می‌کنیم. تصاویری که ما را برسر سفره خویش می‌خوانند تا به ما «سیب و سوسن و آفتاب و تبسم» تعارف کنند. از «جمعه‌های انتظار» بگویند و از «خانه ترک برداشته هاجر» از «باد‌های ‌نوحه‌خوانی که دسته دسته می‌آیند و ابرهای سوگواری که خسته خسته می‌‌رسند».

از «نقاد کج سلیقه پاییز که قصیده سبز درخت را مچاله می‌کند.»

که گرمابه داران آلوده‌اش/ به اندازه بقچه پیرزن‌ها خسیس‌اند/ و مشکل گشایان آن/ به جای دعا/ گره می‌نویسند!

شعر حسین شنوائی، آیینه‌ تمام نمایی است که تمام زشتی‌ها و تزویرهای زمانه را به نمایش می‌گذارد.

روبه‌روی شب نشسته‌ام

مثل وزن شعرهای خود شکسته‌‌ام

روزگار آهن است و من

بر درخت بخت خود دخیل آه بسته‌ام...

/ 0 نظر / 32 بازدید